رود پیما
لغت نامه دهخدا
رودپیما. [ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب ) کشتی رودپیما؛ مقابل کشتی دریاپیما، کشتیی که مخصوص حرکت بر روی آب رودها ساخته شده باشد. کشتی رودنورد. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
کشتی مقابل کشتی دریا پیما کشتی که مخصوص حرکت بر روی آب رودها ساخته شده باشد.
جمله سازی با رود پیما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پشت پا زن بر دو عالم تا فلک پیما شوی از سر دنیا و دین برخیز تا رعنا شوی
💡 ادب پیمای دشت عجز مژگان بر نمیدارد تو سیر آسمان کن من به پیش پا نظر دارم
💡 جز شاهسوار من آنمهر جهان پیما خورشید ندیده کس در خانه زین باشد
💡 یکی دیو دیدم چو کوه بلند به زیرش یکی باد پیما سمند
💡 آه عاشق گذرد از سر گردون جبریل گو تو مگشای دگر بال فلک پیما را
💡 حباب باد پیمای تو وهمی در قفس دارد توشمع هستی اندیشیدهایفانوس خالی را
💡 این مسیر کوهستانی بسیار دشوار و پرپیچوخم است و تنها با عبور از یک مسیر رود پیما میتوان به آن دشت دورافتاده رسید.
💡 طبیعت بکر این منطقه با وجود مسیرهای رود پیما، تجربهای بینظیر از پیادهروی در دل طبیعت و شنیدن صدای جریان آب فراهم میکند.
💡 نقشهبرداران برای تعیین دقیق مرزهای طبیعی، از مسیرهای رود پیما و شیبهای زمین برای ترسیم دقیقترین خطوط در نقشههای جغرافیایی استفاده میکنند.