لغت نامه دهخدا
رشوت خور. [ رِش ْ / رُش ْ وَ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) کسی که رشوه و پاره می گیرد. ( از ناظم الاطباء ). رشوت گیر و مباشر آن. ( آنندراج ). رشوت خوار. و رجوع به رشوت خوار و رشوت ستان شود.
رشوت خور. [ رِش ْ / رُش ْ وَ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) کسی که رشوه و پاره می گیرد. ( از ناظم الاطباء ). رشوت گیر و مباشر آن. ( آنندراج ). رشوت خوار. و رجوع به رشوت خوار و رشوت ستان شود.
کسی که رشوه و پاره می گیرد رشوت گیر و مباشر آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برفکندی رسم ظلم و اسم رشوت از جهان تا شدی بر مسند حکم شریعت پادشا
💡 یقینًا گر ز بی چیزی بمیرند به رشوت از کسی چیزی نگیرند
💡 گه سوی من آیی از لطیفی پویان گه عهد شکن شوی چو رشوت جویان
💡 به جان دادن چو مزد از کس نگیرد در آمرزش کجا رشوت پذیرد
💡 داده رشوت به صبا در هوس خاک درش خوردهای زر خود، کرده درین سر نرگس