لغت نامه دهخدا
ربع مذکر.[ رُ ع ِ م ُ ذَک ْ ک َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ربع مقبل. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به ربع مقبل شود.
ربع مذکر.[ رُ ع ِ م ُ ذَک ْ ک َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ربع مقبل. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به ربع مقبل شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ایرلند گالیک، هر فرد متعلق به یک گروه خویشاوند آگناتیک بود که به «فین» (جمع: «فینت») معروف است. این گروه دربر گیرنده جمع بزرگی از افراد مرتبط با هم بود که ظاهراً از یک جد مذکر مشترک به وجود آمده بودند. ریاست آن جمع را یکی از ایشان برعهده داشت
💡 اَنیس نامی مذکر عربی است که به معنای «اُنسگرفته، همدم، همنشین، آرام، صمیمی» میباشد. انیس نام کوچک افراد زیر است:
💡 وی در «دانشکدهٔ نیونام» از دانشگاه کمبریج در رشتهٔ ریاضیات تحصیل کرد و با بالاترین نمره و درجهٔ افتخار از آنجا فارغالتحصیل شد؛ اما مدرکش را به او اعطا نکردند، چرا که اعطای مدرک کامل تحصیلی در این دانشگاه، مختصِ فارغالتحصیلان مذکر بود.
💡 از این نماد برای مشخص کردن جنس مذکر، سیاره مریخ و عنصر آهن در شیمی استفاده میشود. از این نماد همچنین برای نشان دادن مارس (خدای روم)، آرس (خدای یونان)، لوگوی کارخانه ولوو و سرویسهای بهداشتی مردان استفاده میشود.