فرهنگ معین
(دَ ) (مص ل. ) توطئه چیدن، کَلَک زدن.
(دَ ) (مص ل. ) توطئه چیدن، کَلَک زدن.
توطئه چیدن، کَلَک زدن.
💡 میکنی تا ساز برگ عیش، وقت رفتن است میرود تا واشود گل، وقت چیدن میشود
💡 این دشت در میان پیشکوههای زاگرس واقع شدهاست. در گذشته کوهها و تنگههای اطراف محل چیدن سوخت برای فصول سرد درون قلعهها و خانههای محصور بودهاست.
💡 اشکها را بر سر مژگان چهفرصت چیدناست یک نفس بنشین دمی دیگرکجا میبینمت
💡 بود در آستین پنهان چو بوی غنچه انگشتت گل از خار جای یار چیدن ها چه می دانی
💡 به عهد بی وفایان، آشتی رنجیدنی دارد ز بوی گل، دماغم فکر دامن چیدنی دارد
💡 تعریف مرحله چیدن: توانایی یک دیسک برای نگهداری از ویژگیهای مغناطیسی و نگهداری از محتوایش. بازه سطح بالا برابر ۶۵ تا ۷۰ درصد است و کیفیت پایین، کمتر از ۵۵ درصد است.