لغت نامه دهخدا
دوتیغه بازی. [ دُ غ َ / غ ِ ] ( حامص مرکب ) رسم است سپاهیان ولایت را( یعنی ایران را ) که به هر دو دست تیغ را گرفته و بگردانند چنانکه سپه بازی که در دکن کنند. ( آنندراج ).
- دوتیغه بازی کردن؛ بازیی است سپاهیان را که در هر دو دست تیغ را گرفته می گردانند:
زآن تیغ زمین به سرفرازی
تا چرخ کند دوتیغه بازی.تأثیر ( از آنندراج ).|| و به مجاز، دو کار کردن عموماً و شیدبازی و امردبازی خصوصاً و این از بعض ثقات به تحقیق پیوسته. ( آنندراج ). || با طرفین سازش کردن. ( آنندراج ). دودوزه بازی کردن.