لغت نامه دهخدا
دزه بریان. [ دُزَ ب ِرْ ] ( اِ مرکب ) زیر بریان پلاو است که گوشت را خام در زیر برنج دم دهند. ( لغت محلی شوشتر - خطی ).
دزه بریان. [ دُزَ ب ِرْ ] ( اِ مرکب ) زیر بریان پلاو است که گوشت را خام در زیر برنج دم دهند. ( لغت محلی شوشتر - خطی ).
زیر بریان پلاو است که گوشت را خام در زیر برنج دم دهند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عاشق بیچاره را مهجور در عین وصال چشم گریان سینه بریان دل کباب انداختی
💡 رنه نام یک کتاب ادبی است که توسط شاتو بریان، نویسندهٔ اهل فرانسه نوشته شدهاست. این کتاب یکی از آثار مشهور ادبی جهان است.
💡 میهمان دیگری بود او به باغ و من به رشک جمله مرغان چمن از آه من بریان شدند
💡 گفت: چون وقت ما خوش شد در خاطرم آمد که کاشکی گوسفندی بودی تا بریان کردمانی و یاران امشب پراکنده نشدندی. چون در خاطرم بگذشت آهویی بیامد.
💡 بریان چال، روستایی از توابع بخش چندار شهرستان ساوجبلاغ در استان البرز ایران است.