لغت نامه دهخدا
زیربریان. [ب ِرْ ] ( اِ مرکب ) قسمی از طعام می باشد. ( آنندراج ). شاید زیره بریان و بریانی که با زیره آمیخته باشند.
زیربریان. [ب ِرْ ] ( اِ مرکب ) قسمی از طعام می باشد. ( آنندراج ). شاید زیره بریان و بریانی که با زیره آمیخته باشند.
قسمی از طعام باشد. شاید زیره بریان و بریانی که با زیره آمیخته باشند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از برای آنکه تا شاهین شود همکاسهات سینهٔ صد صعوهٔ بیچاره را بریان مکن
💡 نیست مقصد جز گداز عاشقان معشوق را نزد او دلرا کباب و سینه را بریان کنیم
💡 در دسامبر ۲۰۱۰، هنرمندان جلیفیش همچون سونگ شی کیونگ، پارک هیو شین، سو این گوک، بریان جو، لیسا، پارک هاک کی، کیم هیونگ جونگ و کیون وو برای اولین بار دور هم گرد آمدند و آهنگی با نام «زمان کریسمس» در تاریخ ۶ دسامبر منتشر کردند.
💡 دلم تا چند بریان داری ای صبح دمی بر زن اگر جان داری ای صبح
💡 تا ز وصل نان و بریان صوفی مسکین جداست گوئیا غمهای عالم بر تن تنهای اوست
💡 دوشت نیاز این جگر سوخته نبود امشب به وعدهٔ دل بریان کیستی