خفر گنبد

لغت نامه دهخدا

خفر گنبد. [ خ َ گُم ْ ب َ ] ( اِخ ) نام ناحیتی است به فارس در چهارفرسخی داراب. ( یادداشت بخط مؤلف ).

جمله سازی با خفر گنبد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پشه‌ای را دیده‌ای هرگز که گفت همنشینم گنبد اعظم به است

💡 در سال 1207 قمرى گنبد شريف آستانه حسينى توسط آقا محمد خان قاجار پوشش طلاشد.

💡 چو من یک سوخته اختر ندیده گنبد اخضر که سرگردان به کار خود همی بر سان پرگارم

💡 باشدش چون نسبتی با گنبد پر نور او زین شرافت آسمان دایم جهان را بر سر است

💡 چون ستان من باز گردم سرش بر گنبد رسد چون سقونی لعل سازد گنبد پیروز را

💡 بيانات امام خمينى در جمع علما و روحانيون مناطق تركمن صحرا، گنبد، كلاله، مرادتپهو گاليكش

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران