خشک انگبین. [ خ ُ اَ گ َ ] ( اِ مرکب ) شهد و عسلی که در خانه کبت خشک شده باشد. ( ناظم الاطباء ). شهد و عسلی را گویند که در خانه زنبور خشک شده باشد و آن را عسل خشک خوانند طبیعت آن گرم تر از عسل متعارف است. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( از شرفنامه منیری ). خشکنگبین. رجوع به خشکنگبین شود. خشک انگبین او انگبینی بود خشک و از او بوی دارو آید و از کوههای پارس خیزد و فعلش قوی تر که فعل این دگر انگبین و غذاش بیشتر که غذای او. ( الابنیة فی حقایق الادویه ).
۱. نوعی صمغ شیرین.
۲. عسلی که در کندو خشک شده باشد.
( اسم ) ۱ - نوعی صمغ که در بعضی درختان فارس پدید آید. ۲ - عسلی که در کندو خشک شده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیکمردی نه آن بوَد که کسی ببَرَد انگبینی از مگسی
💡 همصحبت آتش است و می ریزد آب یا نه که ز هجر انگبین می گرید
💡 لبش بوسید و گفت این انگبین است نشان دادش که جای بوسه این است
💡 وزان انگبین شربت انگیختم به شیرین و خسرو فرو ریختم
💡 شاخ را از نبات نخل دهند برگ گل و انگبین به نحل دهند
💡 به یاران خود آب کوثر دهد می و انگبین، شیر و شکر دهد