لغت نامه دهخدا
خردل سپید. [ خ َ دَ ل ِ س ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تخم سپیدان. خردل سفید. نوعی از خردل است. خردل ابیض. رجوع به خردل ابیض و خردل سفید شود.
خردل سپید. [ خ َ دَ ل ِ س ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تخم سپیدان. خردل سفید. نوعی از خردل است. خردل ابیض. رجوع به خردل ابیض و خردل سفید شود.
تخم سپندان خردل سفید نوعی از خردل است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چادر بندری یکی از زیباترین چادرها در سراسر کشور محسوب میشود. طرح، رنگ و نوع پارچه منحصر بفرد این چادرها زیبایی خاصی را برای آنها به وجود آوردهاست. بیشتر چادرها به رنگهای قهوهای خردلی،خاکستری مایل به آبی است که اغلب آنها از کشورهای عربی، هند و پاکستان وارد ایران میشود.
💡 يا بنى انها ان تك مثقال حبة من خردل فتكن فى صخرة اءو فى السماوات اءوفىالاءرض ياءت بها الله ان الله لطيف خبيرپسرم ! اگر به اندازه سنگينى دانهخردلى (كار نيك يا بد) باشد، و در دل سنگى يا در (گوشه اى از) آسمانها و زمين قرارگيرد، خداوند آن را (در قيامت براى حساب ) مى آورد؛ خداوند دقيق و آگاه است !
💡 نمک خردل را میتوان از طریق زیر تهیه کرد خردل و نمک و فلفل و دانههای خردل با آب مخلوط میکنیم و سپس با سرکه یا مایع دیگر مخلوط کرده.
💡 باور عمومی بر این است که حکومت سوریه دارای «زرادخانه شیمیایی» و سلاحهای کشتار جمعی از جمله مقادیر قابل توجهی از گاز خردل و سارین است.
💡 بسیاری از علایم سندرم جنگ خلیج فارس مشابه علایم مسمومیت organophosphate، گاز خردل، و گاز عصبی هستند.
💡 اليت بعزتى ان لا ياتينى احد مثقال ذرة من خردل من بغض احدهم الا ادخله نارى، ولا ابالىيا آدم، هولاء صفوتى بهم انجيهم و بهم اهلكهم فاذا كان للك الى حاجة فبهولاءتوسل ))