لغت نامه دهخدا
خردل ابیض. [ خ َ دَ ل ِ اَب ْ ی َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اسپند سفید. خردل فارسی. حرف ابیض. خردل سفید.
خردل ابیض. [ خ َ دَ ل ِ اَب ْ ی َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اسپند سفید. خردل فارسی. حرف ابیض. خردل سفید.
اسپند سفید خردل فارسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آيات (16) تا (19): يبنى إ نها إ ن تك مثقال حبة من خردل فتكن فى صخرة...
💡 دو جهانت به کف راد کم آمد ز دو خردل این صغیر است ندانم که کدام است کبیرت
💡 که این نباشد با آن به وسع یک نقطه که آن نسنجد با این به وزن یک خردل
💡 روبن سواحل غربی یک مدل از ساندویچ روبن است که در آن سس خردل جایگزین سس روسی میشود. این غذا جزو منوی اکثر رستورانهای لاسوگاس وجود دارد.
💡 روغن خردل که برای ۳نوع روغن مختلف استفاده میشود از دانههای روغنی خردل تولید شدهاست:
💡 بسختی خصمش ارثَهْلان شود در پهنه هیجا کی از یک خردل است افزون به پیش تیغ برّانش