حساب برجان

لغت نامه دهخدا

حساب برجان. [ ح ِ ب ِ ب ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مجموعه عدد مضروب و مضروب فیه است. پس سه را جذر و نه را جداء و جمله را برجان گویند. ( منتهی الارب ). رجوع به برجان شود.

فرهنگ فارسی

مجموع عدد مضروب و مضروب فیه است

جمله سازی با حساب برجان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای عجب هر بند کو بر میگشاد صد گره برجان عاشق میفتاد

💡 شهنشه چو زینگونه زایشان شنود فرستاد برجان هریک درود

💡 زمردی ببخشای برجان خویش که هرگز نیامد چنین کارپیش

💡 افکند ز نور خویش تابی برجان و جهان و جهان و جان شد

💡 دلا در عاشقی برگو چه دیدی که درد عشق را برجان خریدی

💡 چو برجان و جهان خویش لرزی بر جان و جهان پس هیچ نرزی

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز