لغت نامه دهخدا
تینکلوس بابلی. [ س ِ ب ِ ] ( اِخ ) این یکی از سند سبعه بیوت کواکب سبعه است و او راست: کتاب الوجود و الحدود. ( ابن الندیم از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به تنگلوشا شود.
تینکلوس بابلی. [ س ِ ب ِ ] ( اِخ ) این یکی از سند سبعه بیوت کواکب سبعه است و او راست: کتاب الوجود و الحدود. ( ابن الندیم از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به تنگلوشا شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر چند که سان بالات نام بابلی بر خود داشت (سینوبالیت (خدا) سین مرا زنده نگهداشت)، ولی به فرزندانش نامهای مذهبی داد که مخلوط با یهوه بود..
💡 ادبیات آخرالزمانی و اسطورهای در جوامع مختلف باستانی بابلی و یهودی وجود داشته که به پایان جهان و جامعه بشری پرداخته، مانند حماسه گیلگمش مربوط به ۲۰۰۰–۱۵۰۰ سال پیش از میلاد.
💡 جادوی بابلی این سحر نه خود تنها کرد با سر زلف چلیپای تو پیمان دارد
💡 جلد اول این کتاب به دوره پارسیان (ایرانیان باستان) و دو قرن و نیم پس از تبعید بابلیها میپردازد.
💡 در ره عشق ای دل از سحر و فسون ایمن مباش خانه ی هر مور این صحراست چاه بابلی
💡 خال مشکین یاد میآرد از آن چاه ذقن زین که روزی جادویی بودست و چاه بابلی