لغت نامه دهخدا
تولک کردن. [ ل َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کریز کردن و پرریختن پرندگان مانند چرغ و شاهین و جز آن. ( ناظم الاطباء ). ریختن بعض حیوان پر یا موی را در موسمی معلوم از سال. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به تولک و دیگر ترکیبهای این کلمه شود.
تولک کردن. [ ل َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کریز کردن و پرریختن پرندگان مانند چرغ و شاهین و جز آن. ( ناظم الاطباء ). ریختن بعض حیوان پر یا موی را در موسمی معلوم از سال. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به تولک و دیگر ترکیبهای این کلمه شود.
کریز کردن و پر ریختن پرندگان مانند چرغ و شاهین و جز آن ریختن بعض حیوان پر یا موی را در موسمی معلوم از سال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نظر به پیشنهادهای مکرر باشندگان شهرستان تولک به مقام استان و ریاست صحت عامه اخیر، اخیرا محترم داکتر موفق رییس صحت عامه اظهار نمود که بزودی درمانگاه بهداشتی مرکز تولک پیشرفته تر خواهد شد.
💡 فرماندهان شهرستان تولک از سال ۱۳۸۰ تا سال ۱۴۰۰