تنه خواری

لغت نامه دهخدا

تنه خواری. [ ت َ ن َ / ن ِ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) کنایه از شکنجه و عذاب. ( آنندراج ). کاهش تن کردن از باعث غم و اندوه، و در بهار عجم بمعنی شکنجه و عذاب. ( غیاث اللغات ): از تنومندی اشجار خزان در تنه خواری و از برومندی شاخسار بهار در برخورداری. ( ظهوری از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از شکنجه و عذاب کاهش تن کردن از باعث غم و اندوه و در بهار عجم به معنی شکنجه و عذاب.

جمله سازی با تنه خواری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر نفس از زبان تو خواری خود به گوش خود می‌شنود خیالی و غیر دعا نمی‌کند

💡 ای‌ که گو‌یی از عطایش گشت هر خواری عزیز پس چرا گنج عزیز از جود دستش گشت‌ خوار

💡 ندیدم فارغ از وحشت اگر خواری وگر عزت ز در تا بام این ویرانه یکسر حکم زین دارد

💡 أَبْصارُها خاشِعَةٌ (۹) چشمهای ایشان فروشده خواری در آن پیدا، و فرو شکسته از بیم در دیده نگران.

💡 خواری کشان کوی خرابات از غرور چین جبین به بال هما می فروختند

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز