لغت نامه دهخدا
ترت و پرت گفتن. [ ت َ ت ُ پ َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) هذیان گفتن. پرت و پلا گفتن. بیهوده گفتن در اثر بیماری یا مستی یا جنون. پراکنده گفتن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
ترت و پرت گفتن. [ ت َ ت ُ پ َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) هذیان گفتن. پرت و پلا گفتن. بیهوده گفتن در اثر بیماری یا مستی یا جنون. پراکنده گفتن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
هذیان گفتن پرت و پلا گفتن بیهوده گفتن در اثر بیماری یا مستی یا جنون پراکنده گفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دُرّی است ثمین که آن به سفتن ناید سرّی است نهان که آن به گفتن ناید
💡 بی او نتوان رفتن بیاو نتوان گفتن بی او نتوان شستن بیاو نتوان خفتن
💡 در حقيقت نه تنها گفتن اين سخن را از خود نفى ميكند، بلكه ميگويد اساسا من چنين حقى راندارم و چنين گفتارى با مقام و موقعيت من هرگز سازگار نيست.
💡 خسروا، داد ازین می که به مهرش بکشم کین می ناب ز جایی ست که گفتن نتوان
💡 بهگاه گفتن مدحت چو یک معنی به دست آرم زمهر تو مرا در طبع صد معنی دگر خیزد
💡 در مدينه طيبّه مردى بيكار و ولگرد وجود داشت كه كارش جُك گفتن و خندانيدن افراد بود.