بوی فروشی

لغت نامه دهخدا

بوی فروشی. [ف ُ ] ( حامص مرکب ) عمل بوی فروش. حنّاطی:
طمع به بوی فروشی برافکن از پی شش
اگر به شش یک گندبغل بباشد بوی.
سوزنی ( دیوان خطی کتابخانه لغت نامه ص 169 ).

فرهنگ فارسی

عمل بوی فروش. حناطی

جمله سازی با بوی فروشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بازارگان همی چو تو باید که سال و ماه فانی همی فروشی و باقی همی خری

کلمات مرتبط