لغت نامه دهخدا
بوی فروش. [ ف ُ ] ( نف مرکب ) عطرفروش. ( ناظم الاطباء ). عطار. دارمی. ( تفلیسی ).
بوی فروش. [ ف ُ ] ( نف مرکب ) عطرفروش. ( ناظم الاطباء ). عطار. دارمی. ( تفلیسی ).
عطر فروش. عطار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با چین سر زلف تو در بوی فروشی دم جز بخطا می نزند نافه آهو