برون جهیدن

لغت نامه دهخدا

برون جهیدن. [ ب ِ / ب ُ ج َ دَ ] ( مص مرکب ) بیرون جهیدن. بیرون جستن:
شب از میان باختر برون جهد
بگسترد بزیر چرخ جای او.منوچهری.

فرهنگ فارسی

بیرون جهیدن بیرون جستن.

جمله سازی با برون جهیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واژهٔ یوزپلنگ از ترکیب دو واژهٔ «یوز» و «پلنگ» تشکیل شده است. یوز بُن مضارعِ مصدر «یوزیدن» به معنای «جَستن، جهیدن و طلب کردن» بوده و ازاین‌رو یوزپلنگ به معنای پلنگی است که به دنبال شکار خود گشته و آن را با جستن و دنبال‌کردن می‌گیرد. در فارسی میانه هم نام این جاندار «یوز» (با واو مجهول) بوده است.

💡 راست‌بالان بدن استوانه‌ای و گوشت‌آلود دارند. سر آن‌ها بزرگ و زین پشتی مشخص دارند. پای عقبی معمولاً بزرگتر از بقیهٔ پاهاست و برای جهیدن به کار می‌رود. دو جفت بال دارند که بال‌های جلویی آن‌ها ضخیم و چرمی است، بال‌های عقبی غشایی و کاملاً رشد یافته. بعضی از انواع این حشرات که در خاک زندگی می‌کنند بال‌های کوچکی داشته یا اصولاً بدون بالند.

💡 کک‌های بالغ ۱–۴ میلی‌متر طول و بدنی بیضی‌شکل دارند و در طرفین فشرده و بدون بال هستند. همچنین پاهای آن‌ها رشد مناسبی داشته و برای جهیدن سازگاری دارند.

💡 باد صبا ز زلفش خوش می‌جهد ندانم کز بند او صبا را، چون دل دهد جهیدن

💡 بسیاری از فعل‌ها در زبان فارسی دارای دو مصدر هستند. یکی گذشته و دیگری حال مثل: رُستن و روییدن، جستن و جهیدن و…. بعضی از فعل‌ها نیز سه یا بیشتر مصدر دارند مانند:

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز