بحریه سلیمان

لغت نامه دهخدا

بحریه سلیمان. [ ب َ ری ی ِ س ُ ل َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان جزیره صلبوخ آبادان واقع در 8 هزارگزی آبادان. ساکنین آن از طایفه موطوری میباشند و قراء کوچک رویس، ام القصب موسی، ام القصب سنگور جزء این آبادی منظور شده است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

ده از دهستان جزیره صلبوخ آبادان واقع در ۸ هزار گزی آبادان.

جمله سازی با بحریه سلیمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر ملک سلیمان و اگر دانش آصف کس را همه دم عیش مسلم نتوان بود

💡 چشم موری اگرت ‌کنج قناعت بخشند همچو بیدل هوس ملک سلیمان نکنی

💡 سیاه مور سیه خانه را نگر که کمر ببسته در طلب منصب سلیمان است

💡 مور درت حکمران ملک سلیمان مرغ شبت فیض بخش لعل مسیحا

💡 ز دیوان زرق و دستان‌شان نخرم چو زد بر دست من دستش سلیمان

💡 تو چه دانی تا سلیمان تخت و ملک داد بر باد و بشد تا اوج فلک

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز