لغت نامه دهخدا
بای بابان. ( اِخ ) نام محلتی بوده است در پایین مرو که آن را بابان نیز خوانده اند و منسوب به آن بابانی است. ( از معجم البلدان ).
بای بابان. ( اِخ ) نام محلتی بوده است در پایین مرو که آن را بابان نیز خوانده اند و منسوب به آن بابانی است. ( از معجم البلدان ).
نام محلی بوده است در پایین مرو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفته میشود که ترجمه وی توسط ملایان افراطی و تندرو سوزانده و خود نیز برای حفظ جانش به امارت بابان (سلیمانیه) میرود و تا پایان عمر در سال ۱۷۷۲ میلادی در سلیمانیه در کردستان عراق زندگی میکند.
💡 با این حال پس از کسب معروفیت، افرادی در ایران مانع از ادامهٔ فعالیت حسن زیرک شده و به بهانههای مختلف او را از رادیوهای تهران و کرمانشاه اخراج کردند. در سالهای ۱۳۴۱ و ۱۳۴۳ زندگی کارمندی زیرک به سرازیری میافتد و دولت به او حقوق نمیدهد چرا که رئیس برنامهٔ کردی وقت شکرالله بابان گفته بود: «ما نزدیک به ۱۵۰۰ ترانه با صدای حسن زیرک داریم، دیگر احتیاجی به خود او نیست.»
💡 اشعار مستوره به علت پختگی و استحکام و زیبایی در کردستان بابان دستبهدست میشد، نالی شاعر معروف کرد سورانیسرا در اشعارش ضمن ستایش مستوره با گوشه و کنایه و طنز میخواست از حرمت او بکاهد اما برخلاف میلش موجب اشتهار و معروفیت مستوره در شعر و ادب گردید..