لغت نامه دهخدا
گوشه و کنایه. [ ش َ / ش ِ وُ ک ِ ی َ / ی ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) گوشه کنایه. تعریض. حرفهای گوشه دار. رجوع به گوشه کنایه شود.
گوشه و کنایه. [ ش َ / ش ِ وُ ک ِ ی َ / ی ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) گوشه کنایه. تعریض. حرفهای گوشه دار. رجوع به گوشه کنایه شود.
( اسم ) سخن طعن آمیز حرف گوشه دار تعریض.
💡 در تفسير (المنار) در ذيل آيه چنين مى خوانيم: جوانى به خدمت پيامبر آمد و عرض كرد:اى پيامبر خدا آيا به من اجازه مى دهى زنا كنم ؟! با گفتن اين سخن فرياد مردم بلند شد واز گوشه و كنار به او اعتراض كردند، ولى پيامبر با خونسردى و ملايمت فرمود:نزديك بيا،
💡 بى ترديد يكى از هدف هاى اين سازمان، پديد آوردن مجموعه اى از وكيلان با برنامهاى حساب شده بود تا زير نظر وكيلانى برتر(وكيل ارشد يا سر وكيل )(247) در گوشه و كنار جهان اسلام، به ويژه در سرزمينهايى كه شمار شيعيان بيشتر بود، به فعاليت بپردازند. اين سازمان، نقش شبكه ىارتباطى را بين شيعيان و مركز استقرار رهبرى شيعه ايفا مى كرد.
💡 مردم دشت فراهان در این روز از گوشه و کنار مرز پر گهر به منطقه زادگاه خود برگشته روز را تا شب در دامان طبیعت میگذرانند وبا طبخ غذاهای محلی مثل دلمه و آشهای محلی در کنار اقوام روز خاطره انگیزی را سپری میکنند.
💡 «وقتی مواد مخدر هست، پول کثیف هم هست، این پول کثیف کجا میرود؟! یعنی یک گوشه و کناری [دارد] پولشویی انجام میگیرد».
💡 بِأَکْوابٍ، میگردانند بر سر ایشان صراحی و کوزآوریها بیگوشه وَ أَبارِیقَ، و آب دستانها با گوشه و دسته، وَ کَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ (۱۸) و جام از می از چشمه روان.
💡 بزودى قبايل مختلف هوازن از گوشه و كنار به هم پيوستند و افراد و احشام و زن وفرزندان خود را جمع كرده، آماده پيكار با مسلمين شدند. آنها درحدود بيست هزار مرد جنگىگرد آورى كردند و هدفشان اين بود كه اين بار شهر مكه را تصرف نمايند، تا بكلىخود را از شر افراد قريش خلاص كنند