باریک ریس

لغت نامه دهخدا

باریک ریس. ( نف مرکب ) آنکه خیال بیهوده کند و بدان روز بروز نزارتر و لاغرتر شود:
زین حروفت شد خرد باریک ریس
نسخ میکن ای ادیب خوشنویس.مولوی.دفع او را دلبرا بر من نویس
هل که صحت یابد این باریک ریس.مولوی.|| اندیشه ناک. || دارای حسرت. || دقیق و زیرک. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

آنکه خیال بیهوده کند

جمله سازی با باریک ریس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بود سرمشق درس خامشی باریک‌بینی‌ها ز مو انگشت حیرانی به لب دارند چینی‌ها

💡 خاک راهم، لیک از من چرخ باشد در حساب می شود باریک دریا چون رسد در جوی من

💡 منعم از مو ره این مرحله باریک تر است تو باین عرض تجمل نتوانی رفتن!

💡 بعد چندین انتظار از رشتهٔ باریک جان تاب هجران میبری بیرون ولی کو تاب دل

💡 دم تیغ است بیدل راه باریک سخن‌سنجی زبان خامه هم شق دارد از حرف‌آفرینی‌ها

💡 گرچه دقت ها ز مو باریک تر کردیم عمری باز دانم نکته ها سر بسته در دل از میانت

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز