انبانچه ٔ خضر

لغت نامه دهخدا

انبانچه خضر. [ اَم ْ چ َ/چ ِ ی ِ خ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) انبان خضر:
در آب بقا شیروان غوطه خور
چو انبانچه خضر از آب پر.وحید ( در تعریف کله پز ) ( از آنندراج ).و رجوع به انبان خضر شود.

فرهنگ فارسی

انبان خضر

جمله سازی با انبانچه ٔ خضر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ساقی مرا به چشمه کوثر نشان چو داد زآنم چه غم که خضر نبخشد زلال خویش

💡 تو بلطف آب خضری من اگر چه تشنه سوزم نزنم نفس مبادا که دلت غبار گیرد

💡 بقعه خضر مربوط به سدهٔ ۴ و ۵ ه‍.ق است و در همدان، کوی خضر واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۵۴ با شمارهٔ ثبت ۱۰۷۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 به خواب شیخ حرم دید دوش مستی را نشسته بر در کعبه به خضر دوش به دوش

💡 زخاک کوی تو هم یافتم چو یافت (سحاب) همین نیافت خضر عمر جاودان تنها

💡 به کام خضر آب زندگی را تلخ می سازد گل زخمی که من زان تیغ بی زنهار می چینم

ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز