امید افگندن
مترادفها
ناامید شدن، دلسرد شدن
متضادها
امیدوار شدن، امید داشتن
لغت نامه دهخدا
امیدافگندن. [ اُ اَ گ َ دَ ] ( مص مرکب )... در چیزی و بر چیزی؛ چشم داشتن و بر آن چیز نگران بودن. ( ازناظم الاطباء ). امید بستن. امیدوار شدن:
چو زیر گشتم و نومید گشتم از همه خلق
امید خویش فگندم بدستگیر جهان.فرخی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
چشم داتشن و بر آن چیز نگران بودن
جمله سازی با امید افگندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز افگندن دیو وز کشتنش همان جنگ و پیگار و کین جستنش