امید برامدن
مترادفها
امیدواری، چشم داشتن
متضادها
ناامیدی، دلسردی
لغت نامه دهخدا
( امید برآمدن ) امید برآمدن. [ اُ ب َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) حاصل شدن امید. ( آنندراج ). || بسر آمدن انتظار. ( ناظم الاطباء ):
امید بسته برآمد ولی چه فایده زآنک
امید نیست که عمر گذشته بازآید.سعدی ( از آنندراج ).ز دست تهی برنیاید امید
بزر بر کنی چشم دیو سفید.؟
فرهنگ فارسی
( امید بر آمدن ) حاصل شدن امید. یا بسر آمدن انتظار
جمله سازی با امید برامدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حیرانی نخستین مجموعهٔ تلویزیونی داستانی بلند کیوان علیمحمدی و امید بنکدار است.
💡 امید نورافکن ۵ بازی رسمی در این رده انجام داده و ۱ گل هم زدهاست.
💡 بیچاره بسی امید در خاطر داشت امید دراز و عمر کوتاه چه سود؟
💡 به صد امید دل را صیقلی کردم، ندانستم که در آیینه آن آیینهرو پیدا نمیگردد
💡 هر قدر تخم هوس کشتیم غم آورد بار مزرع امید ما صد شکر بی حاصل نشد
💡 «بک بهجت و سروری »،«بک ظلمتی و نوری » تن من ز بیم لرزان، دلم از امید خندان