پیگار

لغت نامه دهخدا

پیگار. [ پ َ / پ ِ ] ( اِ ) همان پیکار است و در فهرست شاهنامه ولف این صورت آمده است. رجوع به پیکار شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پیکار

جمله سازی با پیگار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ندانم هیچ چاره جز یکی کار که رامین را برم با خود به پیگار

💡 کنونش که جز تو تنی یار نیست کسی کو رود سوی پیگار نیست

💡 همی خواست تا لشکری گشن زوش سوی چین فرستد به پیگار کوش

💡 که اسبان ما سخت فرسوده اند همه رنج پیگار پیموده اند

💡 دوباره ببستند گردان میان به رزم و به پیگار ایرانیان

💡 هر دو بوسیدند گورش را و تفت تا بمصر از بهر آن پیگار زفت

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز