لغت نامه دهخدا
الپ ارغو. [ اَ اَ ] ( اِخ ) شمس الدین. رجوع به الب ارغون و رجوع به شمس الدین شود.
الپ ارغو. [ اَ اَ ] ( اِخ ) شمس الدین. رجوع به الب ارغون و رجوع به شمس الدین شود.
شمس الدین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر به باغ از ارغوان و لاله و نسرین وگل حلههای گونهگون بافد همی باد شمال
💡 آن یکی را در وصالت عارض چون ارغوان و آن دگر را در فراقت دیده خونبار ده
💡 بدیده نرگست از تن کشید بیماری به جستجوی رخت رنگ از ارغوان برخاست
💡 به رنگ ارغوان سیمرغ بلورین جایزه نگاه مردمی بیست و هشتمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر را نیز با ۶۸ درصد آرا دریافت کرد.
💡 ارغوان یک روستا در ایران است که در بخش دهج در شهرستان شهربابک استان کرمان واقع شدهاست. ارغوان ۱۵ نفر جمعیت دارد.
💡 ای آب خضر، سایهٔ سرو روان تو آتش به جان، گل از رخ چون ارغوان تو