الف کشیدن
لغت نامه دهخدا
الف کشیدن. [ اَ ل ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) الف بتن کشیدن. داغ بصورت الف بر بدن سوختن، و بعضی گویند که در ایام ماتم استره ها بر سینه زنند که نشانهایش بشکل الفها پیدا میشوند، و بنا بگفته بهار عجم این رسم عاشقان و قلندران و ماتمیان است. ( از غیاث اللغات ) ( از بهار عجم ). رجوع به الف و الف داغ شود.
فرهنگ فارسی
یا الف بتن کشیدن داغ بصورت الف بریدن سوختن.
جمله سازی با الف کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تنگتر از آستین گردید هنگام سفر تا به کی خواهی کشیدن پای در دامن، بس است
💡 دو روزی پیش ازین با یار در یک پیرهن بودم کنون از هر گلم باید کشیدن منت بویش
💡 پایین کشیدن مجسمههای پهلوی در شهرهای دیگر نیز تکرار و در جریان درگیریها با نیروهای انتظامی و نظامی عده ای زخمی شدند.
💡 همچنین صنعت بیرون کشیدن طلا از سنگ معدن آن، بسیار انرژی بر است (۲۵ کیلووات ساعت برق برای یک گرم طلای تولیدی).
💡 ز کار افتاده است انگشتها چون پنجه شانه شکسته تا به بازو ستم از دامن کشیدنها
💡 مائو با جهش بزرگ خواستار برنامههای اقتصادی کمونیستی بود که بهعنوان یک شکست تلخ اقتصادی و یک فاجعه بزرگ انسانی تلقی میشود زیرا منجر به گرسنگی کشیدن و مرگ ۱۴ تا ۴۳ میلیون چینی شد.