لغت نامه دهخدا
افسارگسستگی. [ اَ گ ُ س َس ْ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) بی تربیتی. لاابالی گری. مهارگسیختگی. رجوع به افسار و فسار شود.
افسارگسستگی. [ اَ گ ُ س َس ْ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) بی تربیتی. لاابالی گری. مهارگسیختگی. رجوع به افسار و فسار شود.
بی ترتیبی لاابالی گری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک مسئله مرتبط با این مسئله کلاسیک افق، ناشی از این واقعیت است که در مدلهای تورمی کنونی، تورم کیهانی پیش از وقوع تقارنشکنی الکتروضعیف متوقف میشود؛ بنابراین تورم کیهانی نمیتوانسته مانع از گسستگی در خلأ الکتروضعیف در مقیاس بزرگ، شدهباشد، زیرا نواحی بسیار دور از هم در جهان قابل مشاهده وقتی دوره الکتروضعیف به پایان رسید، نمیتوانستهاند با هم رابطه علت و معلولی داشته باشند.
💡 ۱- طاق کژاوه رایج از دو تویزه اصلی طولی و دو تویزه کوچک تشکیل میشود. بین این چهار تویزه یک طاق پیوسته اجرا میگردد. در این حالت از درون هیچگونه گسستگی در طاق میان تویزهها دیده میشود. این شکل طاق کژاوه رایج اگر با طاقی تیزه دار اجرا شود یک خط طولی از تیره تویزه کوچک همتراز با تیزه تویزه بزرگ آن دیده میشود.
💡 این امکان این اختیار را به ما میدهد که بتوان در حین اجرای برنامه، برنامهٔ نوشته شده را ویرایش کرد بدون هیچگونه نگرانی در مورد برخورد چند برنامه با هم و میتوان هستهٔ اصلی کتابخانههای زبان را با دانش قطعی در مورد زبان ویرایش کرد بدون اینکه برنامههای موجود دچار هیچگونه گسستگی شود.
💡 دنیا همه پراکندگی است و گسستگی، بایستهای گوناگون و اندیشههاء رنگارنگ، هر که این پراکندگی و این بایستهای بیهوده، ار دل بیرون کند و بدلی صافی و سینهای خالی و همتی عالی روی بقبله حق نهد، و جز درگاه او پناه خود نسازد، رب العزة همه اندوه وی، کفایت کند و از هر چه ترسد او را ایمن گرداند، و راهش بخود نزدیک کند.
💡 در ماههای پیش از عزیمت، کسب بودجهٔ لازم برای گروه اکتشافی سختتر شد. محدود بودن علایق عمومی، از دلایل لغو انتشار فراگیر خبر در روزنامهها بود و پارلمان، درخواست ۲۵۰۰۰ کرون دیگر را رد کرد. آمونسن خانهاش را در رهن گذاشت تا بلکه بتواند مانع از گسستگی گروه اعزامی گردد. وی در حالی که بهشدت مقروض بود، برای جلوگیری از ورشکستگی مالی، وابسته به موفقیت این سفر اکتشافی بود.