اشک چیدن

لغت نامه دهخدا

اشک چیدن. [ اَدَ ] ( مص مرکب ) کنایه از اشک پاک کردن:
میکند با آستین جوهر ز روی تیغ پاک
آنکه می چیند بدامن اشک از مژگان من.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پاک کردن اشک.

جمله سازی با اشک چیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تنها نه خال عارض آن ماه، دیدنی است این دانه را به چشم از آن روی، چیدنی است

💡 بویی بفرست ای چمن حسن تو باری گر من گلی از باغ تو چیدن نتوانم

💡 هر تابستان مردم این روستا قبل از چیدن پشم های گوسفندان ابتدا در پای این آبشار گوسفندان خود را میشورند و این آبشار را نماد پاکی می دانند.

💡 میزانسن: چیدن عناصر جلوی دوربین فیلم‌برداری از قبیل بازیگران و حرکت دوربین.

💡 در عزلت‌زدم‌کز خلق لختی واکشم خود را ندانستم‌که دامن از هوس چیدن دکان دارد

💡 برای مثال در الکتروستاتیک، خود انرژی یک توزیع بار داده شده انرژی لازمی که برای چیدن بارها از بینهایت است، به طوری که نیروی الکتریکی به صفر میل می‌کند.

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز