اسد کاشی

لغت نامه دهخدا

اسد کاشی. [ اَ س َ دِ ] ( اِخ ) مؤلف ریاض العارفین آرد: اسمش قاضی اسداﷲ وفاضلی است صاحب جایگاه. بشیخ مؤمن اخلاص و ارادت داشت. کرامت بسیار از وی ظهور می کرد. آخرالامر در کاشان برحمت ایزدی پیوست. مرقدش زیارتگاه است. از اوست:
منصور وقت خود منم بهر هلاکم دار کو
بانگ هو الحق میزنم دیار کو دیار کو.
میی را کز خرد مستور کردند
باین شوریده دیوانه دادند
اگر دادند جامی دیگران را
من سرگشته را خمخانه دادند.
تو ز پیدائی خود پنهانی
می نبینند ترا بی بصران.
ای آنکه توئی محرم راز همه کس
شرمنده ناز تونیاز همه کس
چون دشمن و دوست مظهر ذات تواند
از بهر تو می کشیم ناز همه کس.( ریاض العارفین چ 1 ص 169 و 170 ).

فرهنگ فارسی

قاضی اسدالله و فاضلی است

جمله سازی با اسد کاشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صنعت کاشی از اینجا به دگر جای رسید کاین هنر وبژه این شهر به تنهایی بود

💡 دل خرابی را غمی امشب عمارت می کند کاشیان جغد را محکم بود بنیاد ازو

💡 زان دل شوریده را بر تارک خود می نهم کاشیان مرغ مجنون شد دل شیدای من

💡 شرکتهای کاشی و سرامیک سازی ایرانا از شرکت‌های تولید کاشی و سرامیک در ایران است.

💡 کارایی عالی برای تعمیرات: قابلیت اجرای آن به صورت مستقیم روی کاشی و سنگ و سطوح مختلف، موجب شده‌است عایق پایه سیمانی محبوب‌ترین مجریان و پیمانکاران آب‌بندی باشد.

💡 در معماری جدید دبیرستان از معماری قدیم اصفهان استفاده شده.پنجره های بزرگ گنبدی شکل و کاشی کاری های زیبا فضای زیبایی را ایجاد کرده است.

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز