لغت نامه دهخدا
( آتش آسمان ) آتش آسمان. [ ت َ ش ِ س ْ / س ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آتش آسمانی. برق. صاعقه.
( آتش آسمان ) آتش آسمان. [ ت َ ش ِ س ْ / س ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آتش آسمانی. برق. صاعقه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امین مشرق و مغرب علاء دولت و دین که پایگاه رفیعش به اسمان ماند
💡 به اسمان كه به صورت دخان بود و زمين به امر نافذ تكوينى فرمود كه به سوىخدا به شوق و رغبت يا به كراهت بشتابيد آنها عرضه داشتند ما باكمال شوق و رغبت به سوى تو مى شتابيم.
💡 از کرم و بزرگواری و رهبری به اوج اسمان رسیدیم اما ما را بیش از آن ها مظهری دلخواه است
💡 بوستان بر دوستان افشاند زین بهجت نثار اسمان بر اسمان افکند زین شادی کلاه
💡 آفتاب سلطنت را هم سپهری هم ضیا اسمان معدلت را هم مداری هم مدیر
💡 همیشه تا که همی لحظهای نیاساید هم اسمان زمدار و هم اختران ز مسیر