ابو نافع

لغت نامه دهخدا

ابونافع. [ اَ ف ِ ] ( ع اِ مرکب ) سرکه. ( دهار ) ( مهذب الاسماء ). || و صاحب المرصع معنی خمر و ثرید نیز بر آن افزوده است.
ابونافع. [ اَ ف ِ ] ( اِخ ) ضخربن جویریه. محدث است.
ابونافع. [ اَ ف ِ ] ( اِخ ) طارق بن علقمة. صحابی است.
ابونافع. [ اَ ف ِ ] ( اِخ ) محمدبن محمد. محدث است و عبدالملک بن ابراهیم الجدی از او روایت کند.
ابونافع. [ اَ ف ِ ] ( اِخ ) هنیقه. رجوع به ابونافع یزیدبن بزوان شود.
ابونافع. [ اَ ف ِ ] ( اِخ ) یزیدبن بزوان القیسی. معروف به هنیقة شاعر. محدث است.

فرهنگ فارسی

محدث است

جمله سازی با ابو نافع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن مؤ من گفت: من از آنها گذاشتم و عفو كردم ! فرمود: اگر اين عفو و گذشتقبل از اين عذاب بود براى آنان نافع بود ولى بعد سودى ندارد، شايد از آلان به بعدآنان را سود بخشيد (744)

💡 توسّلات خيلى نافع است به اين امامزاده ها زياد سر بزنيد، اين بزرگواران همچون ميوهها كه هر كدام ويتامين خاصّى دارند هر كدامشان خواص و آثارى دارند. ان شاءالله فراموشنمى كنيد.

💡 و چیز بود که نافع بود ولکن ناخوش بود چون بریدن انگشت از بیم آن که دست تباه شود. و چیز بود که از وجهی سود دارد و از وجهی زیان، چون کسی که مال به دریا اندازد و چون کشتی غرقه خواهد شد تا خویشتن سلامت یابد.

💡 جنون نافع چون صاعقه اى در تن و جان حبيب مى پيچد و او را مار حيرت - گزيده - از جامى جهاند. انگار خبر زلزله همراه دارد، در اطراف خيمه ها مى دود، هر وله مى كند، مىنشيند، برمى خيزد و فرياد مى زند:

💡 فصل هشتم: در وصایای منسوب به افلاطون، نافع در همه ابواب، و ختم کتاب برآن کرده آید. و بالله التوفیق.

💡 جناب شيخ مفيد اعلى الله مقامه مى فرمايد: روزى در بغداد، جعفر كتاب فروش كتاب هايىرا حراج مى كرد، من هم رفتم چند جلد كتاب از او خريدم وقتى خواستم بيايم به من گفت:بنشين كه چيزى ديده ام براى مذهب تو يعنى شيعه خوب است معجزه اى كه من ديده ام برايتبگويم براى تقويت مذهب تو نافع است.

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز