گیاه کاشتن
مترادفها
کاشت، کشت، زراعت
متضادها
گیاه چیدن، گیاه کندن
لغت نامه دهخدا
گیاه کاشتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) کشت و زرع کردن. کاشتن نباتات. نشاندن یا غرس کردن درخت.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) زراعت کردن کشت کردن.
جمله سازی با گیاه کاشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تقسیمبندی واویلف دربارهٔ مبدأ گیاهان کاشتنی به صورت زیر بود: