کشود. [ ک َش ْ وَ ] ( اِ ) فجور است و آن انتهای زور قوت شهوانیه قبیحه و ارتکاب در امور فواحش است. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ).
کشود. [ ک ُ ] ( اِ ) کشوث است. ( برهان ). رجوع به کشوث شود.
کشود. [ ک ُ ] ( اِمص ) گشود. گشودگی. ( ناظم الاطباء ). حاصل بالمصدر از گشادن. ( آنندراج ). رجوع به گشودن شود.
کشود. [ ک َ ] ( ع ص ) ماده شتری که به سه انگشت دوشیده شود. ( منتهی الارب ). ج، کُشُد. || ناقه تنگ سوراخ پستان. || ناقه کوتاه سرپستان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). ج، کُشُد. || ورزنده بکوشش جهت عیال. ( منتهی الارب ). ج، کُشُد. صله رحم کننده و برای رحم و خویشان کوشش بسیار کننده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). ج، کُشُد.
ماده شتری که بسه انگشت دوشیده شود. یا ناقه کوتاه سرپستان
کشود ( به انگلیسی: Keshod ) یک منطقهٔ مسکونی در هند است که در Keshod Taluka واقع شده است. کشود ۷۶٬۱۹۳ نفر جمعیت دارد و ۴۲ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جان بریثیت در ۹ سپتامبر سال ۱۷۸۶ در نزدیکی نیو لندن، شهرستان هنری ویرجینیا چشم به جهان کشود. وی پسر بزرگ ویلیام و الیزابت (وتست) بریثیت از میان پنج پسر و چهار دختر آنها بود. ویلیام بریثیت از اسکاتلند به مریلند مهاجرت و سپس ساکن ویرجینیا شد. الیزابت انگلیس تبار بود.
💡 ز عارض برقع افکندی کشودی روی زیبا را ز برق رخ زدی آتش بساط خرمن ما را
💡 به تورانیان بخت یاری نمود در فتح بر روی ایشان کشود
💡 سر ملوک عجم تاجدار کشود جم که ذات او سبب دستگاه ایجاد است
💡 ز راه شفقت و از روی مرحمت در حال ز درج گوهر شهوار قفل لعل کشود