کارانوس

لغت نامه دهخدا

کارانوس. ( اِخ ) سردار مقدونی در دوره اسکندر. ( ایران باستان، ص 1684، 1706، 1711 ).

فرهنگ فارسی

سردار مقدونی در دوره اسکندر

فرهنگ اسم ها

اسم: کارانوس (پسر) (یونانی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: karanos) (فارسی: کارانوس) (انگلیسی: karanos)
معنی: از سرداران سپاه اسکندر مقدونی

جمله سازی با کارانوس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کالانوس (یونانی باستان: Καλανὸς) (در حدود ۳۹۸–۳۲۳ پیش از میلاد)؛ یک زاهد نیمه عریان در دوران هند باستان و فیلسوفی از تاکسیلا بود، به همراه اسکندر مقدونی به ایران آمد و بعد از اینکه رنجور و ناتوان شد، ترجیح داد که به جای عجز و ناتوانی به سوی مرگ برود و در برابر اسکندر و لشکریان او بر بالای تلی از آتش رفت و سوخت و مرد. دیودور سیسیلی او را کارانوس (یونانی باستان: Κάρανος) می‌نامید.

💡 پنج روز پس از ورود بدان جای شنید که ساتی برزن با دو هزار سوار به هرات آمده‌است، بر اثر این خبر سپاهی مرکب از شش هزار پیادهٔ یونانی و ۶۰۰ سوار به سرداری کارانوس واریگیوس و به معاونت ارته باذ و آندرونیکوس به آنجا فرستاد و خود ۶۰ روز در کشور آریاسپها برای تمشیت امور آنجا ماند.

دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز