پیشی دادن
مترادفها
سبقت گرفتن، جلو زدن، برتری یافتن
متضادها
عقب ماندن، شکست خوردن
لغت نامه دهخدا
پیشی دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) دادن قبل از موعد مقرر. دادن قبل از وقت معهود. مساعده دادن. || مزیت دادن حریف ضعیف را بالخصوص در بازی نرد و شطرنج و جز آن:
چنانکه نراد آسمان را سه ضربه پیشی دادی....( سندبادنامه ص 304 ).
نراد آسمان را پیشی دهی سه ضربه
زین روی از تو ماندم منصوبه هزاران.( از سندبادنامه ص 304 ).سمندش در شتاب آهنگ بیشی
فلک را هفت میدان داده پیشی.نظامی.برده به دو رخ ز ماه بیشی
گل را دو پیاله داده پیشی.نظامی.گاه از جولان بدارد خیره نکبا را بجای
گاه صرصر را بتک پیشی دهد یکساله راه.محمدبن نصیر [ در صفت اسب ].
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- دادن قبل از موعد مقررمساعده دادن. ۲- مزیت دادن بحریف ضعیف بخصوص در بازی نر دو شطرنج و جر آن:چنانکه نراد آسمان را سه ضربه پیشی دادی...: گاه از جولان بدارد خیره نکبارا بجای گاه صرصر را بتک پیشی دهد یکسال راه. ( محمدبن نصیردرصفت اسب لغ. )
جمله سازی با پیشی دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعدها اکیکو کیوتا که یکی دیگر تجلیهای «مادر» است، سرانجام پیشی میگیرد و از طریق یک قدرت روانی خدایی وارد بدن کن آی میشود. به این حال اکیکو از طریق این کنترل و به وسیلهٔ بقایای آناکی خودکشی میکند که به اندازهٔ کافی باعث ضعیف شدن «مادر» که مأمورو و ایکوکو سعی در شکست دادن او دارند میشود. کن آی در زندگی پس از مرگ به شو میپیوندد، جایی که در ان همیشه میتوانند با یکدیگر باشند.