پیر افشانی

لغت نامه دهخدا

پیرافشانی. [اَ ] ( حامص مرکب ) کار جوانانه کردن در پیری. ( آنندراج ). کارهای جوانان در هنگام پیری کردن:
خزان آمد گریبانی به رندی چاک خواهم زد
بمن ده می که پیرافشانی چون تاک خواهم زد.بابافغانی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کار جوانانه کردن در پیری

جمله سازی با پیر افشانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این دو روزک را که زورت هست زود پیر افشانی بکن از راه جود

💡 ای «وفایی» آخر عمر است پیر افشانیی در ره عشقش به هستی پا بزن دستی فشان

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز