پیری کردن
مترادفها
پیر شدن، سالخوردگی
متضادها
جوان شدن
لغت نامه دهخدا
پیری کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) براه پیران و سالخوردگان رفتن. چون پیران و کهنسالان رفتار کردن. پیری نمودن:
وای زآن طفلان که پیری میکنند
لنگ مورانند و میری میکنند.مولوی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) راه پیران رفتنهمچون سال خوردگان رفتار کردن: وای زان طفلان که پیری میکند لنگ مورانند و میری میکنند. ( مثنوی )
براه پیران و سالخوردگان رفتن پیری نمودن
جمله سازی با پیری کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پیریشناسی پزشکی که به عنوان پیریشناسی تجربی و گسترش زندگی نیز شناخته میشود، زیرشاخهای از زیستپیریشناسی است که در تلاش برای کند کردن، پیشگیری و حتی وارونه کردن پیری در انسان و جانوران است.
💡 ادعا شده است روغن کنجد، زمانی که در ماساژ نوزاد مورد استفاده قرار میگیرد برای آرام کردن نوزادان و آرامش آنها در خواب و بهبود رشد مغز و سیستم عصبی کمک میکند. این ادعا شبیه به دیگر داروهای درمانی است، که داشتن آنتیاکسیدان خود را توضیح میدهد که آن روند پیری را کند میکند و طول عمر را افزایش میدهد. یک مطالعهٔ پزشکی در سال ۲۰۰۰ نشان داد که ماساژ نوزادان با روغن کنجد، وزن، طول، و midarm و midleg دور از نوزادان در نرخ آماری مطلوبتر از همه روغنهای دیگر آزمایش بهبود یافته است.