پیاله کردن

لغت نامه دهخدا

پیاله کردن. [ ل َ/ ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در اصطلاح عوام متصوفه و درویشان، مردن و درگذشتن خاصه درگذشتن پیری یا مرادی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مردن در گذشتن خاصه در گذشتن پیر یا مراد.

جمله سازی با پیاله کردن

💡 پیاله از قدح لاله می توان کردن بگیر گردن مینا و رو به صحرا کن

💡 به زهد خشک قناعت نمی توان کردن کنون که هر سر خاری پیاله در دست است

💡 یادمان اصلی که چهار گروه (به‌جز گروه کودکان) را نشان می‌دهد همگی یک یادمان را نشان می‌دهند که فردی برهنه که گرز و پیاله ای در دست دارد و جایگاهی افسانه‌ای یا خدایی (احتمالا هراکلس یا ایزد بهرام) دارد. هر چهار گروه این مجموعه، مقامات محلی را نشان می‌دهند که نسبت به آن شخصیت، ادای گرامی‌داشت و ارج می‌کنند و او را همراه با قربانی کردن در محرابی کوچک پرستش می‌کنند.

یوخ یعنی چه؟
یوخ یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز