وذره

لغت نامه دهخدا

( وذرة ) وذرة. [ وَ رَ ] ( ع اِ ) پاره گوشت. ( مهذب الاسماء ). پارچه گوشت بی استخوان یا گوشت پاره گرد و پهن بریده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به وَذَرَة شود. || تلاق زن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ج، وذر، وَذَر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || لب. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ): وذرتان؛ دو لب. ابوحاتم گویدوذرتان دو قطعه گوشت است که دو لب به آنها تشبیه شده است. ( منتهی الارب ). || کنایه از کیر و سرکیر، یا ابن شامة الوذرة، دشنام است و آن کنایه از کیر و سرکیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): یابن شامةالوذرة؛ یعنی زانیه و زن بدکار. ( اقرب الموارد ). کلمه فحش است مر تازیان را. ( ناظم الاطباء ).
وذرة. [ وَ ذَ رَ ] ( ع اِ ) پارچه گوشت بی استخوان یا گوشت پاره گرد و پهن بریده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). پاره گوشت. ( بحر الجواهر ). رجوع به وَذْرة شود.
وذرة. [ وَ ذِ رَ ] ( ع ص ) زن که در فرج او گوشت بسیار باشد. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). || زن گنده بوی یا سطبرلب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

زن که در فرح او گوشت بسیار باشد زن گنده بوی یا سطبر لب

جمله سازی با وذره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يَحْسَبَنَّ (از: حَسِبَ يَحْسِبُ): پنداشتن. نُمْلى (از: اِمْلاء): مهلت دادن، تاءخير انداختن.مُهين (به ضم ميم ): ذلتبار. يَذَرُ (از: وذره ): او را ترك نمود.يميزُ (از ميز): جدا كردن.

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز