وثب

لغت نامه دهخدا

وثب. [ وَ ] ( ع مص ) وثاب. وثبان. وثوب. برجستن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). جهیدن و برخاستن و ایستادن. ( اقرب الموارد ): وثب یثب وثباً و وثباناً و وثوباً و وثیباً وثبةً؛ طفر و قفز و نهض و قام.( اقرب الموارد ). || نشستن «در لغت حمیر».( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || ( اِمص )برجستگی. ( منتهی الارب ). برجهیدگی. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با وثب

💡 گفته اند: در معراج رسول خدا صلى الله عليه و آله چند چيز نهفته بود: آزمايش الهى،نشانى از قدرت و سلطنت خداوند، حكمتى رسا و عبرتى براى خردمندان، هدايت و رحمت وثبات براى كسى كه ايمان آورده و تصديق نموده و در كار خدا به يقين رسيده است. پسخداوند او را آن گونه كه خواست در آسمانها سير داد تا آنچه از شگفتيهاى آياتش بخواهدبه او بنماياند، تا آنكه از امور غيبى الهى و نهانيهاى ملكوت و سلطنت عظيم خدا و قدرتاو كه با آن هر چه بخواهد مى كند چيزها مشاهده نمود.

💡 على اكبر از دودمانى است كه خداوند قدرتش را در ظاهر و باطن او، و در صورت و سيرتش، و در منطق و كلامش، و ديگر مزايا و خصائل شريفش اشكار ساخته است، على اكبر هم اوكه به راستى در يقين و بصيرت و اخلاق حسنه كبير قوم خويش بوده و در فصاحت وثبات در ميدان جنگ سر آمد همه پاكدلان.

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز