مکور
مترادفها
گرد، حلقه شده، پیچیده
متضادها
مسطح، تخت
لغت نامه دهخدا
مکور. [ م َک ْ وَ ] ( ع اِ ) پالان شتر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مکور. [ م ِک ْ وَ ] ( ع اِ ) دستار. مِکوَرة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). عمامه و دستار. ( ناظم الاطباء ).
مکور. [ م ُ ک َوْ وَ ] ( ع ص ) دستارپیچیده و بسته و آماده بر سر نهادن را گویند: چهل سال دستی جامه داشت و دستاری مکور که روز آدینه برای نماز جمعه درپوشیدی [ ابوسعید خسروآبادی ] چون به خانه رسیدی در صندوق نهادی و با جامه نمازجمعه نزدیک هیچ مخلوقی نرفتی. ( تاریخ بیهق ص 210 ).
مکور. [ م ُ ] ( ع اِ ) ج ِ مکر.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ج ِ مکر، به معنی فریب. ( آنندراج ). و رجوع به مکر شود. || ج ِ مکرة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به مکرة شود. || انواع درخت مانند رُغل و جز آن. || مکورالاغصان؛ درختی است جداگانه. ( از اقرب الموارد ).
مکور. [ م َ ] ( ع ص ) فریبنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بسیارمکر. مکار. ( از اقرب الموارد ).
مکور. [ م ِ وَرر / م َ وَرر / م ُ وَرر ] ( ع ص ) مرد ناکس فاحش بدزبان بسیارگوی، یا کوتاه بالای پهن اندام. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) پاره ای بزرگ از سرگین. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
فریبنده. بسیار مکر
جمله سازی با مکور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سنگنوشته شاپور با فهرستی از ایالاتی که به دولت ساسانی متعلق است آغاز میشود و نشان میدهد که شاهنشاهی شاپور بیشتر از آنچه که تاکنون تصور میشد وسعت داشتهاست مخصوصاً در مشرق و شمالشرقی. در مغرب، ارمنستان، گرجستان و تمام دره رود کُر تا معبر آلانان در قفقازیه به شاپور تعلق داشت. ایران در مشرق تا ایندوس وسعت داشته و شامل مکوران سند، کابل و قسمت اعظم مملکت سابق کوشان تا شهر پشاور (پیشاور)-که نام آنهم ذکرشده – بودهاست. در شمالشرقی، سلطنت شاپور را تا سر حد کاش – یعنی کاشغر – شناخته بودند.
💡 سنگنوشته شاپور با فهرستی از ایالاتی که به دولت ساسانی متعلق است آغاز میشود و نشان میدهد که شاهنشاهی شاپور بیشتر از آنچه که تاکنون تصور میشد وسعت داشتهاست مخصوصاً در مشرق و شمالشرقی. در مغرب، ارمنستان، گرجستان و تمام دره رود کُر تا معبر آلانان در قفقازیه به شاپور تعلق داشت. ایران در مشرق تا ایندوس وسعت داشته و شامل مکوران سند، کابل و قسمت اعظم مملکت سابق کوشان تا شهر پشاور (پیشاور)-که نام آنهم ذکرشده – بودهاست. در شمالشرقی، سلطنت شاپور را تا سر حد کاش – یعنی کاشغر – شناخته بودند.