گورش اباد
لغت نامه دهخدا
( گورش آباد ) گورش آباد. [ رُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش اشنویه شهرستان ارومیه واقع در 4 هزارگزی جنوب خاوری اشنویه و 2 هزارگزی شوسه اشنویه به نقده. جلگه و معتدل مالاریایی است. سکنه آن 121 تن است. آب آن از رودخانه اشنویه است. محصول آن غلات و حبوب و توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی. راه آن ارابه رو است و تابستان از راه اشنویه میتوان اتومبیل برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
( گورش آباد ) دهی است از دهستان حومه بخش اشنویه شهرستان رضائیه واقع در ۴ هزار گزی جنوب خاوری اشنویه و ۲ هزار گزی شوسه به نقده.
جمله سازی با گورش اباد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ثنایی در سال ۹۹۵–۹۹۶ق در لاهور درگذشت و همانجا دفن شد؛ پس از چندی خویشاوندانش بازماندههای گورش را به مشهد بردند.
💡 شد دلت رنجه چو گفتم بر سر گور توباد کن وصیت تا چو میری با تو در گورش نهند
💡 - آرى. و از خاكش، خاك سرخرنگ گورش را هم برايم آورده است.
💡 مگو بی من به از مرگ است بودن زنده عاشق را که بعد از مردن این افسانه نتوان گفت در گورش
💡 3 - روز قيامت حتمى است و شكى در وقوع آن نيست، و خداوند انسانها را از گورشان، برانگيزد.
💡 خم دف حلقه بگوشی شده چون کاسهٔ یوز کهو و گورش با شیر نر آمیختهاند