لغت نامه دهخدا
گنه فرسا. [ گ ُ ن َه ْ ف َ ]( نف مرکب ) که گناهان را بخشد. گناه بخش:
خسروا پیرانه سرحافظ جوانی میکند
بر امید عفو جان بخش گنه فرسای تو.حافظ.
گنه فرسا. [ گ ُ ن َه ْ ف َ ]( نف مرکب ) که گناهان را بخشد. گناه بخش:
خسروا پیرانه سرحافظ جوانی میکند
بر امید عفو جان بخش گنه فرسای تو.حافظ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با مرگ استالین پس از نزدیک به هشت سال تحمل شرایط طاقت فرسا، از زندان آزاد شد و توانست در شرایط معمولی به تحصیل و زندگی بپردازد.
💡 فرو شوکت بدو جود در سفر عشق که سوخت برق او شهپر جبریل فلک فرسا را
💡 و از فرزند توقعات سنگين و طاقت فرسا نداشته باشند، فرزند دروغگو و بدبين بهدين خدا بار نمى آيد.
💡 حرفی از نعتت که بنویسم ملایک نقطه اش از سواد دیده های نوم فرسا افکنند
💡 چو بر کمر فکنی رخش خاره فرسا را ز قله گرد برآری بنعل که پیکر
💡 حجّ قبول، کعبهٔ دیدار دیدن است از پای سعی آبله فرسا چه دیده اند؟