گنج گرداب
لغت نامه دهخدا
گنج گرداب. [ گ َ گ ِ ] ( اِخ ) نام گردابی نزدیک دهکده دنکی از دهات ساری. ( از ترجمه مازندران و استرآباد رابینو ص 163 ).
فرهنگ فارسی
نام گردابی نزدیک دهکد. دنکی از دهات ساری.
جمله سازی با گنج گرداب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست ایمن از بلا هر کس به فکر جستجوست روز و شب گرداب را ازموج، خنجر برگلوست
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشته است، میتوان به در گرداب گناه اشاره نمود.
💡 گردبادم نرسانید به جا خاک مرا بهتر آن است که من رخت به گرداب کشم
💡 بنابراین موارد زیر معمولاً اندازه و اثرات جریانهای گردابی را افزایش میدهند.
💡 کشتی را که به یک جذبهٔ گرداب تعب دور میبرد به ته بخت کشیدش به کنار
💡 چه چيز همه را مى پوشاند؟ چه پنهن شان مى كرد؟ آيا گرداب بيكران آب بود؟