گنج پیما
مترادفها
گنجیاب
لغت نامه دهخدا
گنج پیما. [ گ َ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب ) گنج یاب. گنج یابنده:
من که دریافتم چنین جائی
شاد گشتم چو گنج پیمائی.نظامی.
جمله سازی با گنج پیما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شد ابر تیره از اطراف آفاق فلک پیما چو دود آه عشاق