لغت نامه دهخدا
گنبد نارنگ. [ گُم ْ ب َ دِ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آسمان. رجوع به گنبد نارنج شود.
گنبد نارنگ. [ گُم ْ ب َ دِ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آسمان. رجوع به گنبد نارنج شود.
آسمان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نرگس اندر باغ بر نارنگ بسته چشم ژرف کرده برنا رنگ باغ او را همانا پاسبان
💡 برخی از میوه ها و سبزیجات بهطور طبیعی دارای این ترکیب هستند. مانند نارنگی و سیب قرمز و کرفس
💡 زان رخم زرد پر از گرد چو آبی است که او ده دل و کژ دل ماننده نارنگ افتاد
💡 رضاخان، اولین قطعه از آلبوم از پوست نارنگی مدد از خواننده و ترانهسرای ایرانی، محسن نامجو است.
💡 داده بود اندر خزان نارنگ را شب بوی بوی شنبلید اندر بهاران بستد از نارنگ رنگ