گشنه رود

لغت نامه دهخدا

گشنه رود.[ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان رودبار بخش معلم کلایه شهرستان قزوین واقع در 56هزارگزی جنوب معلم کلایه و 33هزارگزی راه عمومی. کوهستان و دارای 260 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه و رودخانه فشام تأمین میشود. محصول آن غلات، بنشن، برنج، انگور، پیاز، انار ترش و شغل اهالی زراعت است. دارای هشت خانوار از تیره کماسی طایفه غیاثوند است که در این ده ساکنند. مزارع کله کوه و جبر دزدان جزء این ده می باشد و راه آن مالروو صعب العبور است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

دهی است. جزئ دهستان رودبار بخش معلم کلایه شهرستان قزوین

جمله سازی با گشنه رود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «مایا» دختری جوان و زیبا، که برادر خود را در جنگ از دست داده‌است؛ بی‌خانمان، گشنه و به‌دنبال کار است. مایا سعی به دزدی تکه‌ای سیب زمینی می‌کند؛ که توسط پسری به‌نام «ایپ» از «سندیکای خانوادهٔ شوشینو» که کنترل بازار را در دست دارند؛ دستگیر و برای فروخته‌شدن به سربازان آمریکایی پیشنهاد می‌شود؛ که با دخالت دختری به نام «سِن» و دادن قول نزدیکی و سکس با ایپ، نجات پیدا می‌کند.

💡 يك بار شخصى به خدمت آقاى انصارى مى رسد و دستور مى خواهد آقا مى فرمايندبرو روزه بگير، آدم خيلى ساده اى هم بود. گفت نمى تونم آخه گشنه ام مى شه. يعنىسلوكش در همين نخوردن بود، چون خيلى به خوراك حريص بود و براى همين نتونستدستورالعمل آقا را انجام بده.(113)

💡 و ما ديديم كه چگونه همين افراد پرجوش و خروش كوفه تا شنيدن آمدن ابن مرجانه ازنظر دوانى مغلوب شده و آثار منفى شومى از خود نشان داده، ماءيوس گشنه بودند.

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز